ملا محمد مومن كرمانى
262
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
وقت به ايالت كرمان سرافراز شده ، و مأمور آن سرحد مىباشد - نموده ، خود روانه دربار گيتى مدار شود . و سواد رقم خود را عاليجاه رضا قلى خان با رقم مطاع كه در آن خصوص به سرافرازى عاليجاه سابق الذكر صادر شده بود به صحابت عاليقدر سياوش بيگ [ ملازم ؟ ] قديمى خود فرستاده ، خود نيز تعليقجات به سركردگان و عموم اعاظم و معتبرين دار الامان كرمان قلمى نموده بود كه بعد از انقضاى ماه صفر از دار السلطنه اصفهان حركت ، و عزيمت كرمان خواهد نمود . بعد از ورود عاليقدر سياوش بيك و استماع معزولى بندگان شاه ويردى خان ، غريو از عموم خلايق برخاسته ، تمامى به سوگوارى و اندوه مبتلا شده ، نهايت - چون حكم اقدس شاهنشاهى بود ، به حكم قضا راضى شده و نقارهء بشارت نواخته شد . بندگان خان ، حسب الامر مطاع ، وزير و مستوفى و عمال را طلب فرموده ، در خصوص تنقيح و تفريغ محاسبات و اتمام نسخهء عملكرد ايام عمل بندگان والاشان معظم اليه قدغن و تأكيد ، و اكثر اوقات نيز خود به دفتر خانه تشريف آورده ، به محاسبات سركشى و تأكيد لازمه مىفرمودند . تا اينكه ، به تاريخ دوازدهم شهر ربيع المولود ، مجددا چاپاران از دار السلطنهء اصفهان وارد ، و احكام عاليجاه و الا جايگاه رضا قلى خان - كه به يكانيكان اعاظم و اهالى دار الامان كرمان و عموم سركردگان قلمى نموده بود - آورده ، مشعر بر اين مضمون كه در اين وقت پايبوس رخصت نموده ، به تاريخ دويم شهر مزبور اراده حركت از اصفهان فرمودهاند . و تمامى اعاظم و اكابر و سركردگان و سرخيلان مترصد رسيدن خبر مجدد
--> صحيح القولى استماع نمود - كه اسم چهار كس مفصل شده ، ظاهر ، و اسم يك نفر مشخص نيست : اولى شاه ويردى خان ولد كلبعلى خان سيل سپر - قورچىباشى سابق ، ديگر محمد قلى بيگ ولد اغورلو بيگ ديوان بيگى سابق ، ديگر رضا قلى بيگ فراشباشى ، ديگر محمد على بيگ ركابدار ، و شيخ الاسلام ، حسب الامر اعلى استخاره نمود . . . به اسم شاهويردى خان بسيار خوب آمده بود . . . » ( تذكره صفويه ، ص 600 ) .